جای همگی خالی ! هفته ی پیش کارنامه گرفتیم
!! از اونجایی که مامانه من عادت نداره بیاد کارناممو بگیره (یعنی سرکاره) بعدش گفتیم خب این دفعه هم به خودم میدن دیگه
.اخه پارسال منو دوستم کارنامه های ترم یکمون رو خودمون گرفتیم
!!!! خلااااصه...گفتن که نه نمیشه مشاورتون میخواد با مامانا فک بزنه
! مامانه منم که نیومده بود دیگه! در نتیجه کارنامه رو گرفتم ببینم چه گلایی کاشتم!
حالاکارنامه رو گرفتم همین جور که داشتم نمره هامو میخوندم یه لحظه قلبم وایساد!!!ادبیات ۱۶
!!!!!!!!!!دیگه اصلا بقیه نمره هامو ندیدم...اخه من حتی برگمم ۲۰ شده بودم نمره ی ۱۶ هم اصلا تو دفتر نداشتم
!!اخرش با تجزیه دفتر دبیر گرامی مشخص شده تو دفترش نمره کارنامه رو بیست رد کرده
!نتیجه ی اخلاقی:چشم جایزالخطاست دیگه! بالاخره اونم یه موقع هایی البالو گیلاس میچینه دیگه
!!!رفتم کارنامه رو پس دادم.رفتم به مشاورمون گفتم که اینجوریه سر من داره داد میزنه به من ربطی نداره یه ساعت واسه بچشون وقت بذارن
!!!!!!میخواستم همون جا بزنم تجزیش کنم!!!زنیکه ی ....(۱۸+)
!!مامانه من از پارسال تا حالا فک کنم ۲ بار یا ۳ بار اومده مدرسه
! معلم ریاضیمون که اصلا مامانمو ندیدههه
!!!!!
یکیو اووردن واسمون که مثلا تست هندسه حل کنه
....دختره خودش هیچی بلد نیست..مثلا داره ریاضی محض هم میخونه
!!!!بهش میگیم خب حالا یه راهنمایی بکن میگه من خودمم نمیدونم باید روش فکر! کردد
......همه رو برق میگیره مارو کبریت سوخته!!!!![]()
کللی تکلیف دارم واسه دوشنبه حس اینم نیستش که بشینم حتی ۱ دونه هم از این همه رو بنویسم!!!!![]()
وااای فیلم حریمو دیدی؟!!خیلی ترسانکه
! یعنی نسبت به ایرانی بودنش ترسناکه!ولی به پای فیلمای خارجی نمیریسه
.....دیروز که داشتم زهره ترک میشدم
!یه دفعه منو مامانم داشتیم خوابگاه دختران رو میدیدم یه دورم خودم ظهرش دیده بودم.....مامانم که یه چشمش بسته بود
! میترسید خببب!یه تیکش هستش که دست مرده از تو لوله بخاری میاد بیرون؟ اون لحظه یهو منو مامانم با هم یه جیغ رنگی کشیدیم که بابام از تو اتاق پرید بیرون!!!!!![]()
تو راه مدرسه که میریم همیشه یه پسره رو میبینم که راهنمایی ماله مدرسه ی دمه خونه مائه! بعدش من هر وقت اینو میبینم به شدت خندم میگیره
! اخه فک کن یقه ی پیرهنشو میندازه رو کتش!دکمه های کتشم میبنده!اسلوموشن هم را میره
!!!!وقتی به ما نزدیک میشه من هی این ور اونورو نگاه میکنم که یهو نزنم زیر خنده !!!!![]()
وایییی هفته پیش تو خیابون سوژه شده بودیم خففن
! امتحان ریاضی داشتیم. بعدش تو راه با مهرنوش داشتم سوالای مهرنوشو حل میکرد
م!!! یه معلم براش اوورده بودن از خودش اسکول تر
! سوالا رو همشو غلط حل کرده بودد! خلااااااصه تو راه کلی فک زدمو اینا رو توضیح دادم. یه جاش بهش گفتم ببین اینو با این جمع بکنی بعدش تقسیم بر ۲ بکنی میشه ۳۲! مسئله که تا اخر حل شد گفتش یه سوال بپرسم؟ گفتم بگو!! گفتش این ۳۲ از کجا اومد
؟!؟!؟!؟!!!!!!!! میخواستم بزنم با اسفالت خیابون یکیش کنم.....![]()
کلاا تو هفته ی پیش خیلی اتفاقا افتاد
! یکی دیگشم این که دست بچه مردمو گذاشتم لای در
! داشتم با ۲ تا از دوستام میومدن از مدرسه بعد یه پرشیای سفید گوشه ی خیابون وایساده بود توشم ۲ تا پسر از این ادیسونیا توش نشسته بودن
!!!!تو اون خیابون ما مجبور شدیم ردیفی پشت سر هم راه بریم منم جلو تر از دوستام بودم.دیدم پسره میخواد چیکار کنه دره ماشینو باز کرد
دستشم گذاشته بود بین در که مثلا بسته نشه
!!!! منم اون روز یه چیزی شده بود که خیلی عصبانی بودم
.تا رسیدم به ماشین دو تا دستمو گذاشتم رو در ماشین و با تمام قدرت درو بستم.
........! در نتیجه اخرشم یه آی بلند گفت و یه یه فحش چیز دار هم نوش جان نمودیم
!!!!!!خب اخه به من چه میخواست در باز نکنه
!!! به امیر که گفتم گفت اگه من جای پسره بودم میومدم پاییین پخشت میکردم!!!!!![]()
بد بخت شدیم در حد بنز
! هر هفته واسمون روزی ۲ تا امتحان گذاشتن که حالت دوره ایه خیر سرشون
!البتههه امتحان و پرسشای دیگه ی کلاسیمون سر جاش هستشاااا.!!!!!![]()
معلم عربیمون فکر کرده ما هم عین خودش میرزا ییم
!( میرزا= اسکول!
). هر جلسه میگه از اینجا تا اینجا بخونید جلسه بعد امتحان کتبیه!!میریم سر کلاس درس میده میگه خب باشه امتحان واسه جلسه بعد با درس جدید
! اخه بدبخیه ما اینه که اگه به این خانم رو بدی میره از تو فهرستشم سوال میده
! تا ترجمه ی تمرین رو هم تو امتحان میده!!!!!!! ما هم که باید تجزیه کنیم این کتابه بدبختو تا نمره بگیریم!!!!![]()
تا همین الان ۸۷ تا بچه ها سوتی دادن
!بابا اسم بچه ها بد در رفته که همش سوتی میدن معلما که بد ترن
!!! من خودم یه سوتی دادم خفن!!! گفتم سی دی /دی وی دیه خام
!!!!! ندا از بورس افتاد تو دفتر جاش سپیده نشسته
!!!! از هر ۱۰ تا کلمه ۹ تا ش سوتیه!!!! یه موقع هایی هم که همچین سوتی میده که ادم هی سرخ و سفیدو بنفش و..... میشه!!!!![]()
یه خبر ناگوار...... بگم؟ یه سوژه رو برای خندیدن تا اخر سال از دست دادیم
! انقدر رفتیم از این معلم هندسمون شکایت کردیم تا اخر سوژمونو عوضش کردن!خیلی حیف شددددد
!!!!!! ولی به جاش این معلممون خیلی باحاله
. معلم امار ما و ریاضیمون هم هستش خیلی حال میده. کلا پایس!![]()
هفته ی پیشم که به طور کل واسه من عشقو حال بود خفففففن
!کل هفته در منزل! استراحت نمودیم
!تازه از پنجشنبه هفته ی قبلش. ولی خدایی دو روزش واقعا حالم خوب نبود بعد که دوشنبه رفتیم مدرسه دوباره بدتر شدم و تا اخر هفته رفتیم استقبال صفا سیتی
!!!!!خلاصه خوش گذشت دیگه!!!!![]()
امسال هم به همت اینجانب! یه دفتر سوتی درست کردم
! امسال پایه ثابت دفتر ندا جان هستند که سوتی میدن در حده بنز باراباس
!حالا بماندددددددد!!!!!!!![]()
امروز انقدر تو کلاس خندیدم که اصلا نمیشه گفت. دبیر جغرافیمون هم به جمع سوژه های خنده هامون پیوست
! ندا قبل از اینکه معلمون بیاد داشت ادای ایشون رو در میوورد
!!!! دقیقا همه ی حرکاتی که انجام میداد خانم"ه"!!!! مثلا تا میاد تو کلاس گوشیشو در میاره ساعتشو نگاه میکنه میذاره رو میز
! کاره همیششه! بعد از اینکه ادا در اووردن ندا تموم شد خانم اومد سر کلاس......دقیقا تا کیفشو گذاشت رو میز گوشیشو در اوورد! یهو همممون زدیم زیر خنده
!!!!!! تا یه کاری میکرد ما میخندیدیم!دلیلشو پرسید ما هم گفتیم ندا داشته ادای یکی از بچه ها رو در میوورده
! اخرش گفت نکنه داشتین ادای منو در مییوردین که انقدر هی میخندین
؟!!!!!! البته این حرفو با خنده گفتش!!!!![]()
میبینی چقدر الان ریلکس دارم اپ میکنم
؟فردا امتحان عربی دارم! امتحان فیزیک هم دارم و چون هفته ی پیش سر کلاس نبودم هیچییییییییییی بارم نیست
!!!!! خدا به دادم برسه فقط همینو میتونم بگم.
لطفا دعا کنید من فردا سالم برسم خونه!!!!!اه مرده شور این فیزیک لعنتی رو ببرن. اقا فقط ریاضیو عشقهههههههههههه همین و بسسسسس!![]()
راستییییییییی بالاخره یاد گرفتم ویندوز بریزم
! اخه اینم قضیه داره...... پسر خاله ی مامانم گفت کیستو بیار پایین(خونشون) من یه بازی نصب کنم ! میدونستم قراره کامپیوترم به درک واصل بشه اگه دست جواد برسه بهشا ولی بازم دادممم
! رفتم پایین دیدم جواد داره میگه اره فرانک کامپیوترت خرابه!!!
گفتم "چرااااااااااا؟ " "اخه همش ریستارت میکنه. اولش اومد بالاها بعد ما که خواستیم بازیو بریزیم هی میگفت درایو سی پره یکم خالیش کن ماهم یه چیزیایی پاک کردیم دیگه!!!" تازه دوهزاری کجه من افتاد که اقا زدن ویندوزو پاک کردن
!!!!!!!! این شد که دیگه یاد گرفتم!!!!!!!![]()
سلاااااااااااااام
هورااااا درست شد
.... انقده دلم واسه وبلاگم تنگ شده بووووود![]()
اخه این پسر داییه اخمخ بابام وقتی داشته ویندوز میریخته یادش رفته فونت فارسی بریزه!!!![]()
دوباره مدرسه ها باز شد سرویس شدن دهن های ما هم اغاااااااز شد!!!![]()
امسالم کما فی سابق سوژه داریم البته این دفعه معلمه جای شاگرد
!!!!! معلم هندسه داریم در حد بنز وقتی درس میده به جای اینکه برگرده بچه ها رو نگاه کنه سقفو نگاه میکنه
!! اسکول میرزا.....
چند روز پیش رفتیم با مدرسه توچال که خیلی خوش گذشت
. من نمیدونم این مدیرمون چه دلو جراتی داره ور میداره بچه ها رو میبره تو کوه
! خوده اینجانب3 دفعه داشتم به ملکوت میپیوستم
!!! باز جاتون خالی از روی پل صراط هم عبور کردیم
! یعنی واقعی بودا اگه یه کوشولو پات سر میخورد انا لله و انا علیه راجعون
......
شنبه هم که بچه های تجربی تشریح قورباغه داشتن
..... تا ما تحت این فلک زده رو ریختن رو کاغذ
! یکی از بچه ها که زد زیره گریه
ولی باحال بود
ما امار داشتیم زود امتحان دادیم رفتیم تشریح ببینیم
! بعدش دیدنی بودد یکی از بچه ها جنازه ی اینو برداشت رفت تو کلاس پیش ریاضی
! فقط صدای جیغ بود که میومد بیرون
! از اون جیغ رنگیا!!!!!معلمه خیلی تمیز قورباغه هه رو از وسط جر داد!!! ماهر بووود![]()
کللی اون روز خندیدیم![]()
چون اصولا کاره اینجانب خراب کردن میباشد زدم کارت صدای کامپیتر جان رو پوکوندم
! یعنی پاکش کردم الانم نمیدونم چه جوری نصبش کنم!!!![]()
اااااااا یادم رفت تولد بگیرم منم که کمپانیه دوستای با معرفت نتی همه اومدن تبریک گفتن! اخه چقدر شماها بی معرفتین؟!!!![]()
ولی درسامون خیلی سخت شده
! امار که چرتو پرته ولی بقیش بده جز ریاضی.. خیر سرمون ریاضی هم هستیم ولی از فیزیک متنفریم!
کللی کتاب کار خریدیم .. فقط واسه عربی 3 تا کتاب کار داریم
من نمیدونم چه جوری میخواد اینا رو حل کنه!!!
را مدرسمون 2 برابر شده وقتی میرسم خونه یه چیزی تو مایه های همون جنازم!![]()
bebakhshid up nemikunam
akheee fonte farsi nadaraam.yani daramaaaaaaaa vali faal nist bauyad cd win ro begiiram ta faal beshhe
baad are dggg be khatere hamin kheyli dir up kardaaaaaaam
jaye shooma khali madrese bad nist vali service kardan hame raaa!
ram door shoodeee.20 min to rahaaam man nemikhaaaaaaam
vali darsamoon sakht shoode
hala miyam baadan mofasalan migaam!D
چند شب پيشا دوتا دختر عمه هاي مثلا محترم تشريف اووردن خونمون!
هر دوتاشون از من كوچیكترن. يكسشو مدرسه ميره اون يكي هم تازه امسال ميره اما دريغ از اينكه اندازه يه بچه دو ساله درك و فهم داشته باشن
!!! رها(كوچيكه) هزار ماشالا خيلي لوسه! يعني خيلي ماله يك صدم ثانيشه
.... من بر خلاف بقيه اصلا نازشو نميكشم كه هيچ دوتا داد هم ميزنم سرش ميشونمش سر جاش!
اين دو روزي كه اينجا بودن عمل صافكاري رو خيلي تميز و ماهرانه رو بنده پياده كردن
! مشخص بود كه حرفه اين!!اسم تك بچه ها بد در رفته... من كي از اين كارا ميكردم
؟!!!شب اولي كه اينجا بودن داشتن با كامپيوتر بازي ميكردن يهو مانيتورم خاموش شد
!!!! گفتم سوخت.... هر كاريش كردم برق اصلا توش نميومد! اخر سيم اصليش رو يه كم تكون دادم ديدم روشن شد! ولي خدايي داشتم سكته ميكردم! ![]()
مملكت ما هم خوابه ها!!!! 1 هفتش كه هايپر استار افتتاح شده تازه ديشب اعلام كرد كه همچين جايي تازه افتتاح شده
!! ميدوني قضيش چيه؟ فروشگاه هاي زنجيره ايه كه ماله يه شركت فرانسويه كه 75 درصدش ماله يه عربه
!!!!! و اونم گفته كه همه جا بايد گسترش پيدا كنه
!!!خدايي اين عربا خيلي خر ماينا
! بعد 25 سال هم واگذار ميشه به خود ايران بعدشم ديگه اصلا معلوم چه گندي ميخوان به اينا بزنن! كاركنانشون بيشتر خارجين انقد مردمو بد نگا ميكنن
! نميدونم در مورد ايرانيا چي شنيدن كه اينجوري به مردم نگا ميكنن!
اه حوصلم سر رفت از بس تو خونه نشستم!
حوصله هيچ كاري رو ندارم... كاش زود تر مدرسه ها باز بشه بلكه از اين يك نواختي به اميد خدا خلاص بشيم!![]()
سريالاي امسال چقدرررررر مزخرفه
! هر سال يه طنز ميذاشتن كه اونم پريد! سال اصلاح الگوي مصرفه ديگه..... دختر خالم هم زنگ زده به 162 هر چي بوده بارشون كرده!!!!![]()
![]()
نميدونم چند وقته يه جوري شدم.... يعني زود رنج شدم
.... خيلي زود ناراحت ميشم!! يه ذره برم رو خودم كار بكنم ببينم ميشه كاريش كررد يا نه!!!![]()
سلااااام خوبي؟ منم خوبم مرسي!![]()
چند شب پيش با خاله ي مامانم كه از يزد اومده بودن و دوستاشون كه از قشم امده بودن رفتيم پارك ارم.. خيرسرمون رفتيم كه سوار اين وسيله ها بشيم. رفتيم بليط ترن هوايي گرفتيم صفشو كه ديديم مخمون سووووت كشيد
! صفش تا نزديكاي رنجر اومده بود يعني يه دور كامل دور محوطه ي ترن هوايي بود
. جالب اينجا بود كه ته صف واينستاديم همون وسطش ديديم خاليه وايساديم
البته اينم بگم دو تا پسري كه پشتمون بودن گاگول اصيل بودن
! اصلا نفهميدن!!!! خلاصه ما ساعت 10.15 بليط گرفايم دقيقا يه ربع به يك ما سوار ترن شديم
.. منو دوتا از فاميلامون اميرو مثه منار جونبون گذاشتيم اونج
ا رفتيم كه يه چيز ديگه سوار بشيم
. البته به امير گفتيم كه بيا ولي نيومد! رفتيم فريزبي سوار شديم باز اوون صفش بهتر بود(فريزبي: ميچرخه و شديدا تاب ميده!) وااااي سوار ترن كه شديم همه دوتايي نشستن منه بدبخت تنهايي بايد ميشتم
!!! واقعا داشتم سكته ميكردم.. وقتي داشت از سرازيري ميرفت پايين يادم رفته بود جيغ بزنم!!!![]()
چند شب قبلش هم باز با يه سري ديگه از فاميلاي يزديمون رفته بوديم ارم
!! همونایی که رفته بودیم عقد کنونشون
! گیر دادن که میخوان رنجر سوار بشن. ما هم که مجردی رفته بودیم مامانامون نبودن.
بزرگمون دختر خالم با شوهرش بود! اون دوتا که گفتم قبلا سوار شدن میترسن امیر و منم که شدیدا میترسیدیم
. ولی کاش سوار میشدم
! دوتاشون که رفتن سر رنجر نشستن... وقتی بر عکس شد(علیرضا) که سر نشسته بود نمیدونست کجا رو بگیره
ما پایین مرده بودیم از خنده...بعدشم که اومدن پایین همه رنگا عین گچ ولی واسه اینکه ضایع نشن گفتن که اصلا این ترس نداره!!!!!![]()
دیروز مهمونیه دوره خونه عموم اینا بود ولی ولی چون خونشون بزرگ نبود گفتن که میرن باغ
. عصرش همه(۲۴ نفر بودیم)
رفتیم دم اسنخر نشستیمو اقایون هم که تو اب بودن داشتن وسطی بازی میکردن
! کسرا که اولش میترسید کلا بره تو اب ولب بعدش وقتی هیچکس حواسش نبود خودشو ناجور پرت کرد تو اب.. یعنی اگه کسی تو اب نبود غرق میشد
! از یه طرف حالا پسردایی بابام کلی چیزی زده بود به تنش که برنزه بشه
!( کوجه و قهوه و روغن!
) یه ذره هم برنزه نشد ولی وقتی رفت تو اب و اومد بیرون قشنگ سوخته بود!!!!![]()
سلاااااام به همه دوستای گلم
انقده دلم واسه وبلاگم تنگگگگ شده بوود که حد نداره!![]()
اول از همه بگم مثل اینکه اقا مهدی یه چیزایی رو جدی گرفته.....من که بهت گفتم ما فقط یه دوستی نتی ساده داریم که به وب همدیگه سر میزنیم نه چیز دیگه.... ا?نو مطمئن باش من ادم بی جنبه ای نیستم که فوری بخوام یه برداشت هایی بکنم.....![]()
خب حالا برگردیم سر اصل مطلب!
جای همگی خالی رفتیم یزد واسه عقد کنون . حالا عقد کی؟ نوه ی عموی مامان بزرگم
. اخه یزدیا خیلی باهم رابطه ی نزدیک دارن.... خلاصه نشد درستو حسابی اتیشامو بسوزونم
واسه یه سری دلایل!!!! ولی بد نگذشت....
دو هفته بعد ازز اینکه از یزد برگشتیم رفتیم شمال روز اول که دریا به طرز فجیعی طوفانی بود
!! ولی روز بعد خوب بود. روز اخری که میومدیم دریا صافه صاف بود انگار یه استخره!! در این مواقع به ادمایی مثل ما میگن خر شانس
!!!!!عمه جان سوتی میدادن در حد تیم ملی..یعنی حرفا رو جابه جا میگفت. مثلا: نگار برو چایی عمتو بیار . حالا معنی: نگار برو مایوی داییت(بابام) رو بیار
! میبینید چقدر به هم شبیهن؟!!! فرهنگ لغتش منو کشته
....حالا جالب هم اینجاست که اصلا فامیلای شوهر عمم با ما شمال نبودن!!!!![]()
کلاسای مدرسه رو هم میرم ولی معلم عربیمون خودش گفته فرانک نیاد
اخه همش درسای پارسالو داشته دوره میکرده! وای سر فیزیک خوابم گرفته بووود ناجورر
! مجبور شدم تو چند دقیقه ایکه وقت ازاد داد بهمون برم پایین صورتمو بشورم
!! اگه یکم دیگه دیر تر رفته بودم پایین معلممون باید بیدارم میکرد
..... ولی سر ریاضی اینجوری نیستم.. از فیزیک زیاد خوشم نمیاد کسل کنندس!!!!
نیازی نیست که شما بدانید کیستم ولی هرکه هستم بیستم.
به دلیل اینکه برخی مزاحم فرانک جان می شدند ایشان قصد ترک وبلاگ را کرده بودند که ما آمده ایم که این ویروس که نامش .... هم هست کشته و برویم.
پس تموم نشد و هنوز هست.پس شما هم باشید
اصلا دلم نمیاد خدا حافظی کنم راستش یکم گریم گرفته . اخه وبلاگمو خیلی دوست داشتم
نمیخوام دیگه حاشیه برم راستش اینه که میخوام وبمو ببندم...به دلیل یه سری مشکلات! نمیدونم شاید یه وبلاگ دیگه درست کردم....خلاصه از همه ی دوستای خوبم به قول معروف حلالیت میخوام... دیگه هر بدی چیزی دیدید به خوبی خودتو ببخشید. از سپیده معذرت میخوام که دیر به دیر به وبش سر میزدم یا نظر میذاشتم.... از امیر حسین هم عذر خواهی میکنم به خاطر اینکه جواب نظرشو ندادم راستش اصلا نشد شرمنده ...
از s_a عزیز هم معذرت میخوام دیگه ببخشید.... اقا مهدی دیگه شما هم جای خود دارین ازت معذرت میخوام به خاطر هر بدی ای که ازم دیدی.... راستی من تو نت هستم ولی فقط دیگه وب ندارم ! خب دیگه بازم ببخشید.... از ته دل ارزو میکنم همیشه لبتون خندون و دلتون شاد باشه.....